ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است


مقدمه

حديث و روايت از ديدگاه محدثان، هر آن كلامى است كه ارتباطى مستقيم با معصوم دارد. و موضوع اين مقاله رواياتى است كه انتساب به اميرالمؤمنين (ع) داشته، و ايشان يا نقل كرده و يا از او نقل شده است و به عبارت ديگر رواياتى كه ايشان راوى آن مى‏باشد، و يا آنكه آن روايات مروى عنه ايشان مى‏باشد. از يك ديدگاه كلى روايات امام على (ع) به دو دسته روايات نبوى به نقل امام على (ع) و روايات علوى قابل تقسيم است. و ما هر دسته از اين روايات را در بخش مستقلى بررسى مى‏كنيم.

از سوى ديگر ديدگاه امام على (ع) در رجال حديث، و نيز رجال‏شناسى روايات ايشان هم لازم بررسى است كه در بخش سوم مقاله به اين موضوع خواهيم پرداخت.

بخش اول: روايات نبوى در كلام امام على (ع)

اميرالمؤمنين (ع) اولين مؤمن به پيامبر ـ از مردان ـ و همراه و ياور ايشان از اوان كودكى بود. او شاهد بر گفتار و كردار پيامبر، و در بسيارى اوقات مخاطب ايشان بود. از اين رو بايد وى را آگاه‏ترين افراد به نسبت نبوى دانست؛ چنانكه خود در خطبه 192 نهج‏البلاغه رابطه مستحكم و طولانى خود با پيامبر را اين گونه تشريح مى‏كند.

«و لقد كنت أتبعه اتباع الفصيل اثر امه، يرفع لى في كل يوم من اخلاقه علما، و يأمرنى بالاقتداء به، و لقد كان يجاور في كل سنة بحراء، فأراه و لا يراه غيرى، و لم يجمع بيت واحد يومئذ في الاسلام غير رسول‏الله و خديجة و أنا ثالثهما، رأى نور الوحى و الرسالة و أشم ريح النبوة»

هر آينه دنبال رو پيامبر بودم چنان كه بچه شترى دنبال مادرش مى‏رود. هر روز از اخلاقش در موضوعى پرده‏برى داشت و مرا به تبعيت در آن امر مى‏فرمود. و او در هر سال در غار حرا مجاور مى‏شد پس من او را مى‏ديدم و غير از من كسى او را نمى‏ديد. در آن روزگار خانه‏اى ديگر نبود كه رسول خدا و خديجه را گردآورد و من را به عنوان سومين نفر ايشان بودم. نور وحى را مى‏ديدم و نور رسالت را مى‏ديدم و بوى نبوت را مى‏شنيدم. و پيامبر عظيم‏الشأن اسلام نيز اهتمامى تمام به تعليم اميرالمؤمنين (ع) داشتند. تا آنجا كه اميرالمؤمنين (ع) خود مى‏فرمايند:

«علمنى رسول‏الله (ص) ألف باب من العلم يفتح لى كل باب ألف باب»

رسول خدا هزار در علم را بر من گشود كه از هر درى، هزار در [علم ديگر] گشوده مى‏شد. (1)

اين اطلاع و علم وسيع امام على (ع) به حقيقت اسلام و سنت نبوى، باعث گرديد كه پيامبر (ص) مسلمانان را در علم دين به ايشان ارجاع دهند. در حديث متواتر از پيامبر (ص) وارد شده كه آن حضرت فرمود: «أنا مدينة العلم و على بابها» من شهر علم هستم و على دروازه آن شهر است. (2)

و در برخى روايات به دنبال اين تعبير، فرموده‏اند: «فمن أراد المدينه فليأت الباب» پس هر آن كس كه اراده ورود به اين شهر را دارد پس بايد از دروازه آن وارد شود. (3)

بنابراين بايد اميرالمؤمنين على (ع) را برترين صحابه در علم، و برترين شاگرد پيامبر (ص) دانست، كه احاديث پيامبر(ص) را در موضوعات مختلف دين فراگرفته بود، و نيابت علمى آن مقام منيع را لايق گشته بود.

امام على (ع) در موقعيتهاى مختلف اين دانش را براى مردم ابراز مى‏كرد، و به كلام و عمل رسول خدا (ص) استناد مى‏جست و براى مردم بازگو مى‏كرد.

شيوه‏هاى نشر حديث نبوى در سيره امام على (ع):

امام على (ع) يكى از مسئوليتهاى خويش را متابعت و حمايت و نشر سنت نبوى مى‏دانستند، كه اين وظيفه را به شكلهاى گوناگون به انجام رسانيدند. مهمترين شيوه‏هاى نشر سنت و حديث نبوى را اين گونه مى‏توان تشريع كرد:

1ـ تشويق مردم به عمل به سنت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله

آن حضرت در موقعيتهاى مختلف و در خطبه‏هاى عمومى، مردم را به اقتداء و پيروى از سنت پيامبر (ص) دعوت مى‏كردند. ايشان به اين وسيله مردم را تشويق به، به كار بستن و اجراء سنت نبوى كردند.

بديهى است كه عمل به سنت نبوى هنگامى كه بسان فرهنگ عمومى جامعه درآيد، در نسلهاى بعدى نيز تأثير جدى خواهد گذاشت و ماندگار خواهد شد.

ايشان مى‏فرمايد: «اقتدوا بهدى نبيكم فانه افضل الهدى، و استنوا بسنته فانها أهدى السنن» پيروى كنيد از هدايت پيامبرتان چه آنكه هدايت او برترين هدايت‏هاست و به سنت او عمل كنيد كه هدايت‏كننده‏ترين روشهاست. (4)

و راه دست‏يابى به سنت پيامبر، همان پيروى و يادگيرى روايات حاكى از سنت مى‏باشد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 26 خرداد 1390  توسط محمدعلی حاجیان





زینتِ بخشندگان، امام جواد (ع) می آید
تا زمین مدینه، یک بار دیگر مولودی دیگر
از نسل هابیل را به شادباش بنشیند.


می آید تا چشمان آسمان را
به روشنی سیمایش روشن شود
و لاهوتیان و ناسوتیان را در شادی میلاد خویش فرو برد.

کبوتر دل در هوای طواف گنبد نورانی کاظمین،
پر می گشاید تا همراه با فرشتگان الهی؛
حرم مطهرش را با بال های خود غبار بروبد
و دیده را به ضریح او روشن سازد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 خرداد 1390  توسط محمدعلی حاجیان

هر چند تكه تكه شده نخل قامتش
كوه است و هيچ كم نمي شود استقامتش

خود با سري بريده به معراج مي رود
يعني كه از حسين(ع) گرفته است حاجتش

خاكسترش نشسته به اندام بدها
«ثبت است بر جريده ي علام» شهادتش



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 خرداد 1390  توسط محمدعلی حاجیان


حب تودرون سینه ام روشن کرد

عشق توصفای  محفلم گلشن کرد

خوش آنکه زآزادگیت نوحه کنم

تاروزازل دلم براین عادت کرد

 

تقدیمی ازمحمدعلی حاجیان

مدیروبلاگ





نوشته شده در تاريخ جمعه 13 خرداد 1390  توسط محمدعلی حاجیان

شخصیت امام حسین (ع) از دیدگاه آنتوان بارا

آنتون بارا کیست ؟
آنتوان بارا که سوری الاصل و ساکن کویت است خود نویسنده ای توانا و ادیبی ب ذوق است و علاوه بر کتاب " حسین در اندیشه مسیحیت " ( اولین بار در سال 1978 به رشته تحریر درآمد ) 15جلد کتاب دیگر نیز به رشته تحریر درآورده که بیشتر آنها در حوزه ادبیات و رمان و داستان می باشد . وی همچنین روزنامه نگاری است حرفه ای که چهل و یکمین سال فعالیت مطبوعاتی اش را آغاز کرده ، او در مجلات و روزنامه های معروف و مختلف فعالیت داشته و در حال حاضر سردبیر هفته نامه شبکه الحوادث کویت است .
" آنتوان بار " تشیع را بالاترین درجات عشق الهی معرفی می کند و امام حسین (ع) را فقط متعلق به شیعه یا مسلمانان نمی داند بلکه متعلق به همه جهانیان می داند و او را با عبارت " حسین گوهر ادیان " معرفی می کند و در پایان ، سخنش را با این عبارت به انتها می رساند که " حسین علیه السلام در قلب من است " .
وی تاکنون 25 بار نهج البلاغه را به طور کامل خوانده و هربار نکات جدیدی از آن کشف کرده است و من با خود می اندیشم که علی (ع) چقدر در میان ما شیعیان مظلوم است که اکثر ما حتی یک بار هم نهج البلاغه را به طور کامل مرور نکرده ایم !!
ویژگی های کتاب " حسین (ع) در اندیشه مسیحیت " :
ویژگی این کتاب در این خلاصه می شود که شیوه و طرز نگاه آن متفاوت از آن چیزی است که تاکنون توسط مسلمانان و مستشرقان نوشته و پرداخته شده است . بسیاری اذعان داشتند که این کتاب بی طرفانه نوشته شده است .
از ویژگی های مهم کتاب این است که من در آن به مقایسه شخصیت حسین و عیسی بن مریم علیهم السلام و نظرت ، مواضع ، اقدامت ، سخنان و کیفیت شهادت آن دو بزرگوار و نحوه استقبال بی محابا از مرگ در راه عقیده پرداخته ام ] بر طبق عقیده مسیحیان ، حضرت عیسی مصلوب و شهید شده است که البته این نظر با دیدگاه قرآنی ما انطباق ندارد ] من شباهت فراوانی میان شخصیت حسین (ع) و شخصیت عیسی به عنوان یک شهید و نه یک پیامبر ، یافتم . من در انجیل و کتاب های دیگر مربوط به زندگی و مقتل حسین (ع) تحقیق زیاد کردم و دریافتم تشابه بسیار زیاد و باورنکردنی در رفتار ها و اقدامات و سخنان و نحوه ابراز عقیده و کیفیت حفظ عقیده میان عیسی و حسین (ع) وجود دارد که چیز جدیدی بشمار می رفت من این موضوع را به تفصیل تحلیل کردم که آن دو عزیز چرا با میل و خواست خود مرگ را پذیرا شدند و بخصوص حسین شهید (ع) در شرایطی که زمینه رسیدن به مال و منال و پست و مقام دنیوی فراهم بود و او اگر اندکی از خود انعطاف نشان می داد و خواسته معاویه و یزید را اجابت می کرد ، می توانست جان خود را از کشته شدن نجات دهد . اما او براساس آیه : " انفروا خفافا و ثقالا وجاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل الله ( همگی به سوی میدان جهاد ) حرکت کنید ، سبکبار باشید یا سنگین بار و با اموال و جان های خود در راه خدا جهاد کنید " ( توبه / 41 ) ، به حرکت شگفتی دست یازید . او به هیچ یک از امتیازات و تطمیع ها توجه نکرد حال آنکه دنیا پرستی و حب مال و جاه و مقام همه جا بیداد می کرد . او همه اینها را ترک کرد و رو به شهادت گذارد و خاندان و عترت را به سوی شهادت برد در حالی که می دانست همه اینها در راه عقیده است .
تعریف و ذهنیت آنتوان بارا از امام حسین (ع)
تعریف من از حسین همان عبارات کوتاه و مشخصی است که درباره حسین (ع) در کتاب آورده ام . من او را به عنوان گوهر جاودانه و همیشگی ادیان توصیف کرده ام . او را به عنوان شهیدی معرفی نموده ام که دارای جاه و جبروت فرعون و کسری نبود اما متواضع بود و برای حفظ دین و حرکت در مسیر جدش حرکت خود را آغاز کرد . او ابتدا از گفت و گو با معاویه و یزید شروع کرد اما روش گفت و گو برای هدایت دشمنان مؤثر واقع نشد . او با اینکه می دانست کشته می شود اما خویشتن را در راه عقیده به خطر انداخت و با سپاهی 70 نفری در برابر سپاه 70 هزار نفری عبیدالله - به تصریح منابع تاریخی - به سمت کوفه خارج شد تا حرکت و جنبشی در بدنه جامعه ایجاد کند .



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 8 خرداد 1390  توسط محمدعلی حاجیان
.: Weblog Themes By Rasekhoon:.